۳

درخواست

خدایا امشب از تو هیچ نمی خواهم!
بیا برس به داد او و او
بیا امشب مرا تنها بگذار
برو بنشین کنار او و او

من که اینجا نشسته تنها و خلوتم یک اتفاق عادی است
بیا بگو چه کنیم با تنهایی غیرعادی او و او؟
خدایا بگذار می آیم می نشینم کنارت
بچینیم با هم از نو، پازل خوشبختی او و او

خدایا هنوز هم در هوا طنین صدایی هست
که می خواند تو را روزها پیش از وصال او و او
بیا که آن صدا اکنون به لرزشی افتاده است
از شدت اشک های چشمان او و او

خدایا از آن بالا بیا لطفاً، کوتاه بیا!
تنهایی و یکتایی برازنده ی توست نه او و او
نه او بیشتر از آغوش او می خواهد و نه او
هیچ غیر از هم صحبتی در لحظه های بودن او

بیا این آغوش را، این حرف های جا مانده از گوش را
به شکل معجزه های مبهم قرن ها رخ نداده!
به گوشی چشمی و خیلی متمولانه
ببخش به لحظه های باقیمانده از او و او.

اشتراک گذاری، ماندگاریست ...

دیدگاه ها

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید


:o :coffee: :P O:) ;) :shoot: :thumbs: :) :D -.- :cry: :devil: :beer: ^^ |) x( <3 :( B) :/