۹

چتر نیلگون آسمان مرکزی

سال گذشته جهت تمرین عکاسی به پیشنهاد دوستان سفری داشتیم به روستای لار از بخش خرقان شهرستان زرندیه و در مجاورت شهرستان ساوه؛ خاطرات خوب سال پیش تشویقمان کرد که امسال بازدید از این منطقه را تجدید کنیم و نادیده های سال پیش را امسال ببینیم.

صبح خیلی زود در دمای -۲ درجه حرکت کردیم و به امید یک برف پیمایی حسابی، مجهز به سوی مقصد تاختیم غافل از اینکه امسال از آن برف سال گذشته خبری نیست!

اولین مقصد، آبگیر کوچک همسایگی روستای لار بود. سال پیش آبگیر و تلاْلواش را از دور دیده بودیم اما امسال وقتی که به محدوده آبگیر رسیدیم یک زمین مناسب برای تمرین پاتیناژ (یخ پالیزه) یا (یخ ماله) به جای آبگیر درخشان یافتیم؛ گیلک ها در زبان گیلکی به چنین آبگیری می گویند سلچه (sæl’tʃe)؛ آسمان بر فراز آبگیر فوق العاده زیبا بود، طیفی از چندین رنگ چشم نواز آبی؛ این آسمان برای من زیباترین آسمان سال ۹۱ بود.

پس از دیدن آبگیر راهی آرامستان مسیحیان روستای مسلمان نشین لار شدیم! نمی توان احساسم را از دیدن آرامستان وصف کنم، همین قدر بگویم که دیدنش مانند ماشین زمان شما را با تمام وجود در نقطه ای نامعلوم از گذشته نگه می دارد. به محض ورود به آرامستان سکوت محض گروه پر حرف ما را در بر گرفته بود، فقط سکوت بود، سکوت خالص، سکوتی عمیق، باد نسبتاً سرد ملایم و تابش آفتاب شدید و دیدن سنگ قبرهایی که اگر تاریخ های حکاکی شده ی روی برخی از آن ها نبود گمان می کردیم این قبرها از زمان شام آخر تا کنون به جا مانده اند! پس از دیدن آرامستان وارد روستای لار شدیم. به هر دری زدم که از بومیان روستا اطلاعاتی راجع به این آرامستان و مهمانان ابدی اش به دست آورم اما هیچ کس چیزی نمی دانست! تنها به من گفتند این مسیحیان پیش از آمدن به این منطقه در سه روستای دیگر بوده اند و این روستا چهارمین اقامتگاه آن ها بوده است. یکی هم گفت این ها از تبعیدی های استالین به ایران بوده اند که البته وقتی بعدها موضوع را با شهرام شهریار عزیز در میان گذاشتم این فرضیه ی تبعیدی بودن را رد کرد و گفت این ها از اجداد همان ارمنی های ساکن مجیدیه فعلی تهران هستند. البته اهالی گفتند برخی از مسیحیان هنوز در روستا خانه دارند و بهار به روستا سری می زنند. ساکنان فعلی روستای لار آذری زبان هستند.

پس از آرامستان گردی برای تدارک یک ناهار سیزده بدری راهی طبیعت شرق روستا که پوششی جنگلی داشت شدیم. پس از صرف ناهار تصمیم گرفتم یک طبیعت گردی یک ساعته در محیط جنگلی روستا داشته باشم. در فضای تاریک جنگلی تنها یک گیاه بود که بسیار چشم نوازی می کرد. گیاهی که تنها نام کردی اش را بلدم؛ شیلان. شیلان ها در زیر نوری که به زحمت از لا به لای شاخه ها رد می شد فوق العاده زیبا و درخشان دیده می شدند. قصد داشتم کمی بیشتر در فضای جنگلی قدم بزنم اما دیدن تکه موهایی که به گمانم تکه موهای بدن گرگ بود کاری کرد که فرار بر قرار ترجیح داده شود. وقتی در محدوده ی زندگی گرگ ها تنها قدم می زنید برای آن ها به دست آوردنی ترین غذا هستید!

در انتهای سفر طبق برنامه راهی روستای چاناقچی ( چناقچی ) علیا شدیم، اولین روستا پس از عبور از روستای لار. روستایی درون یک دره و مشرف به یک دره ی عمیق تر! ابتدا قرار بود تنها روستا را از دور ببینیم و برگردیم اما پس از یک مشورت تصمیم گرفتیم سری هم به درون روستا بزنیم. ظرف مدت کوتاهی به ورودی روستای چاراقچی اولیا رسیدیم و در همان ورودی روستا باز هم با دیدن منظره ای شگفت زده شدیم! تپه ای به نسبت بلند در سمت راست قرار داشت که از پایین ترین تا بالاترین نقطه ی آن پر از صلیب بود؛ یک آرامستان دیگر، یک آرامستان عجیب تر و به ظاهر قدیمی تر. وقت تنگ بود و باید به موقع بر می گشتیم. نتوانستم سیاحت کاملی در این آرامستان داشته باشم اما عجیب ترین مقبره ی خانوادگی را به عمر خودم در این آرامستان دیدم! شوربختانه فرصت دیدن کلیسای این روستا هم فراهم نیامد اما اقبال با ما بود که توانسته بودیم پیش از غروب گذری بر آرامستانش داشته باشیم.

اگر کمی در خصوص روستاهای استان مرکزی تحقیق کنیم درمی یابیم واقعاْ جاذبه های گردشگری آن ها چه به لحاظ طبیعی و چه به لحاظ تاریخی کم نیستند! امیدوارم باز هم فرصت چنین بازدیدهایی فراهم بشه و بار دیگر زیر چتر نیلگون آسمان مرکزی قدمی بردارم. از همراهی صمیمانه ی دوستان خیلی خوبم، مرتضی، مهدی و جواد در این سفر به یاد ماندنی بسیار ممنونم.

 

اشتراک گذاری، ماندگاریست ...

دیدگاه ها

    1. نویسنده

      من نسبت به بقیه یه ۵۰ متری جلوتر رفتم اما یهو صدای ترک خوردن را شنیدن همانا و چند ثانیه بی حرکت ایستادن همانا و آروم نشستن و عکس انداختن همانا و با سرعت کرم خاکی برگشتن همانا! :)))

      آرامستان گردیش هم که یه جور مشابه سفر به سرزمین های ناشناخته است!!!

  1. سلام آقا امید … اولا که من ممنونم از اینکه لطف کردین و برام پیغام گذاشتین . :flower: در مورد خطاهای وبلاگ هم تشکر میکنم ، خودم از شما خواسته بودم که بهم بگین پس فکر میکنم من باید تشکر کنم نه اینکه شما معذرت خواهی کنید :resp: :shake: .عکسهای زیباتون رو دیدم و باید بگم کلی به اسکی کردنتون روی یخ حسودیم شد …. :-?

    1. نویسنده

      خواهش می کنم، شما لطف دارید :flower:
      به هر حال من حواسم نبود :-? و به لحاظ حرفه ای انتشار خطاها، صحیح نیست.
      راجع به یخ ماله هم باید بگم که هیجان شنیدن صدای ترک هاش بیشتر چسبید :mrgreen:

    1. نویسنده

      نمی دونم؛ اما قطعاً از حالا به بعد بسیاری از مخاطبان شما با مرورگر های به روز به صفحات شما سر می زنند و اینکه نمی تونند صفحات رو اونطور که باید بتونن ببینند ممکنه اذیتشون کنه :thinking: البته خودمم هم جزو همونامااا!!!

    1. نویسنده

      سپاس آقای گائینی، باعث افتخار هست که نوشته ها و گزارشاتم، مورد پسند شما به عنوان یکی از اساتید گردشگری و یکی از بهترین سفرنامه نویسان این مرز و بوم، واقع میشه :flower: :flower: :flower:

  2. واقا از توضیحات و عکس های شما لذت بردم. من هم از فامیل های دورم در روستای ورچند دو روستا بعد از ده لار باغ داشت وقتی به ان جا رفتن خیلی به من خوش گذشت به همین تصمیم گرفتم زمینی در لار به خاطر مردمان و اب و هوای خوب انجا بخرم.

  3. دوست عزیز سلام! امروز خیلی اتفاقی به وب لاگ شما برخوردم و ازش لذت بردم! :hoora:
    درخصوص آرامستان و سابقه زندگی ارامنه در بخش خرقان باید بگویم که ارامنه از قبل سال ۱۱۰۰ شمسی (تاریخ دقیق را نمی دانم) در آنجا بوده اند و در آن منطقه کشاورزی و دامداری می کرده اند که بعد از اصلاحات ارضی محمدرضای پهلوی و هجوم روستائیان به شهرها آنها هم عمدتا به تهران آمده و در مناطق نارمک و مجیدیه سکنی گزیدند. اگر تابستانها سری به خرقان بزنید در محوطه کلیسا حتما به تعدادی از آنان بر خواهید خورد. جالب اینکه اگر از روستائیان قدیمی بخواهید اغلب برایتان بهتر از ارامنه، ارمنی صحبت خواهند کرد و البته ارامنه آنجا هم به راحتی زبان آذری را بلدند!! بخش خرقان در آنزمان شاید یکی از “دموکراتترین” جاهای ایران بوده!
    در تابستان زمانیکه سبزه ها روئیده اند شما شاهد یک پدیده منحصربفرد دیگری هم خواهید بود و آنهم رویش سبزه و چمن به شکل صلیب در دامنه کوهی مشرف به روستای چناقچی است.
    چون علاقه تان را به این بخش زیاد دیدم لذا یک ذره زیاده نوشتم. :resp:
    موفق و موید باشید

    1. نویسنده

      دروود بر شما

      بسیار از نکاتی که محبت فرمودید و نگاشتید خرسند شدم :shake: :flower:
      نکته ی رویش سبزه ها هم که دیگه فوق العادس، کسی تا به حال اینو به من نگفته بود (B :beat:

      پیروز باشید

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید


:o :coffee: :P O:) ;) :shoot: :thumbs: :) :D -.- :cry: :devil: :beer: ^^ |) x( <3 :( B) :/