۳

کافی نیست

کسی نیست که مهندسی صنایع خونده باشه و دکتر نصرا… مرعشی رو نشناسه. ایشان با نگارش کتابی که به صورت تخصصی در زمینه ی ارزیابی کار و زمان و مطالعات کارسنجی و زمانسنجی وارد شده است و پس از سال ها تنها مرجع فارسی دانش آموختگان رشته ی صنایع می باشد قدم بزرگی در ترویج روش های علمی و استاندارد کارسنجی و زمان سنجی در صنایع و خدمات برداشته اند، اما هم اکنون پس از ۴ سال کارکردن در صنایع مختلف از قطعه سازی و ماشین سازی گرفته تا صنایع شیمیایی، ساختمانی و خودروسازی به عنوان یکی از مریدان ایشان میخوام بگم که این تنها مرجع در دسترس ما دانشجویان و کارشناسان راه صنعت خیلی وقته نیاز به یک به روز رسانی اساسی داره و حداقل از نظر من دیگه الان یک کتاب ناقص و بلااستفاده در صنعت و کسب و کار است و شاید تنها برای تدریس در دانشگاه ها کارامد باشه که حتی آن هم به صلاح نیست! جدای این بحث ها شیوه های زمان سنجی معرفی شده در این کتاب نیز نیاز به تأمل و شفافیت بیشتری در خصوص منطق و تکنیک های به کار برده شده داره.

عکس از پویا درخشان

عکس از پویا درخشان

صحنه های غریبی در این چند سال دیدم، از کار کردن در ۵۰ سانتیمتری حوضچه ی چند متری مواد مذاب آهن تا کار کردن به مدت ۸ ساعت در روز در میان بخارات اسیدی و کلی موارد خفیف تر دیگه با درجات مختلف که تا نبینی نمی تونی در موردشون قضاوت کنی؛ حالا نسبت به سال های پیش با یقین استوارتری می تونم بگم که کتاب آقای مرعشی برای استفاده در بسیاری از صنایع اصلاً مناسب نیست. به تنهایی الگو قرار دادن این کتاب می تونه باعث فاصله گرفتن کارگر یا اپراتور و یا سرپرستان تولید با کارفرما و تیم مهندسی بشه. به نظر من به تنهایی ملاک قرار دادن این کتاب قدیمی، برخورد یک مهندس با یک انسان و همنوع خودش رو به برخورد وی با یک ربات تشبیه می کنه و لحاظ کردنش باعث سهل انگاری های بسیاری از قبیل ناچیز شمردن سلامت جان یک انسان به عنوان ارزشمندترین هدیه خداوند به او میشه و مهم تر از این ها باعث ضایع کردن کرامت انسانی و کم رنگ شدن همدلی ها در انجام یک کار تیمی …

وقتش رسیده یکی بیاد و موارد ارگونومی و وضعیت های مختلف بدنی در حین انجام کار رو به دید موشکافانه تری به کتاب آقای مرعشی اضافه کنه، یکی بیاد و با فلسفه ی برابری انسان ها، فرمول ها و جدول ها رو مورد قضاوت قرار بده. یکی بیاد و شهامت کنه در هنگام نگارش کتابش یک دکتر روانشناس رو کنار خودش بنشونه و با هم بحث کنند در مورد خیلی چیزها …

ببینند چه فرقیه از نظر روانی بین کسی که مدت ها تنها و در محیطی ساکت کار می کنه با کسی که در جمع و یک محیط شلوغ کار می کنه. چه فرقیه بین کسی که اشتباه در کارش باعث خرابی یک محموله ی چند تنی میشه با کسی که اشتباهش در ایستگاه بعدی قابل جبرانه. چه فرقیه بین کسی که محدوده ی سنیش بین ۱۸ تا ۲۲ ساله با کسی که در سن بالاتری داره کار می کنه. خاطرم هست زمانی که بندرانزلی کار می کردم کارخانه پر بود از بچه هایی که بین ۱۸ تا ۲۲ سال بودن. خیلیاشون ضریب هوشیشون بیشتر از من و اطرافیانم که حتی خودشون رو مدعی مقام دکترا می دونستند بود اما به خاطر فقر و شرایط خانوادگی بد دیپلم را نگرفته آمده بودند مثل یک فرد بالغ کار کنند تا نانی سر سفره شان ببرند.
صدها دانشگاه داریم با هزاران اتاقی که به مثابه سلول های یک زندان شیک، باسواد ترین اشخاص کشور را در غالب اساتید و اعضای هیئت علمی و با هدف تحقیق و تربیت دانشجو در خود حبس می کنند و اینهایی که با دنیای بیرون از سلول خود کاملا غریبه اند و تنها وظیفه شان هم اینست که درون اتاقشان در آرامش و رفاه کامل بنشینند و به مسائل علمی و کاربردی بپردازند چگونه می توانند بدون حضور در بطن کار فتوا صادر کنند! ارزیابی کار و زمان کسی را می خواهد که خارج از آن اتاق با کلاسش، کارکردن را لمس کرده باشد، کسی که به فلسفه ی برابری انسان ها اعتقاد داشته باشد، کسی که تنبلی را کنار بگذارد و بی خیال از انتظار کشیدن برای ترجمه و چاپ کتابی که شرق و غرب آن را وحی منزل کرده باشند آنچه را که عقل و قلبش به او می گوید به رشته ی تحریر درآورد و فرمولی را بدون در نظر گرفتن آیتم های بومی سازی و اندیشه کردن در آن نپذیرد.
نمی دونم روزی روزگاری به من از آن اتاق های آسایش خواهد رسید یا نه اما اگر رسید قطعاً قدمی خواهم برداشت و برگ هایی با حرف هایی تازه خواهم نوشت چرا که دیگر این حرف و حدیث های قدیمی برای قضاوت در این عرصه کافی نیست.

اشتراک گذاری، ماندگاریست ...

دیدگاه ها

  1. خدا قوت!همین که اینجا اونچه که نقص به نظرته نقد می کنی نشون می ده برای گام برداشتن نیازی به اون اتاق آسایش نداری…اما چرا فکر نمی کنی تو می تونی اون آدمی باشی که حرفهای تازه ای اضافه کنه به اون مرجع….من یه استادی دارم که می گه اون پروژه هایی که واسه خودمون تعریف می کنیم مهمتر از پرژه هایی که به ما ارجاع داده می شن

    1. نویسنده

      دروود
      صرفاً منظور من وجود یک اتاق فیزیکی نیست بلکه نبود یک سری از دغدغه هاست که اگر نباشند و بتونم آن طور که شایسته ی هدفم است وقت برای این کار در نظر بگیرم میشه خروجی قابل توجهی داشت.
      خیلی ها را داریم که وقتشان تنها برای یک چنین کارهایی است اما متاسفانه خروجی مفیدی ندارند :-?

  2. شیخ دوست ،عطار می گه:
    “گر مرد رهی میان خون باید رفت
    از پای فتاده سر نگون باید رفت
    تو پای به راه نه و هیچ مپرس
    خود راه بگویدت که چون باید رفت”

    تو نشر کمک خواستی خبرم کن.شاید کاری ازم بر بیاد

  3. سلام دوست عزیز،
    این مطلب شما رو یک‌سال بعد از تالیف من خ.ندم و ممکنه نظر شما تغییر کرده باشه،
    من دانشجوی ایشون هستم و همین ترم باهاشون کلاس ارگونومی دارم، شخصیت ایشون، کوچیک ترین صدمه رو به یک انسان صدمه به همه انسان ها میدونه، باید ببینید ایشون رو سر کلاس که از خرابکاری های مسوولین صنایع چجوری به عصبانیت میرسه، و چقدر به مقام انسان اهمیت میده، کتاب ارگونومی ایشون نیز، در کنار کتاب ارزیابی باید خونده بشه تا کاملش کنه.
    ممنون از شما
    محمدبیگی

    1. نویسنده

      دروود بر شما

      سوءتفاهم نشه آقای محمد بیگی، من راجع به شخصیت اخلاقی آقای دکتر اظهار نظر نکردم، چون ایشان به هر حال گام های ابتدایی رو برداشتند و حداقل ها رو در اختیار دیگران قرار دادند. زمان ما واحدی به نام ارگونومی نبود ولی اگر الان ایجاد شده باشه و به صورت درس اجباری در جدول دروس قرار گرفته باشه اقدام تحسین برانگیزی است. در هر صورت بنده به شکل جامع تری به موضوع فکر می کنم یعنی نه تنها کارسنجی و ارگونومی باید لحاظ بشه بلکه باید بشه فاکتورهای روانشناسی هم در کنار این عوامل فرموله کرد.

      سپاسگذارم از نقدی که داشتید

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید


:o :coffee: :P O:) ;) :shoot: :thumbs: :) :D -.- :cry: :devil: :beer: ^^ |) x( <3 :( B) :/