۳

طهران خوب، تهران بد

دیروز توفیق یافتم که چند ساعتی را در توچال سپری کنم، کاملاً بی هدف دوربین را هم با خود برده بودم اما دیدن آسمان صاف، آبی رنگ و شفاف تهران، ذوق عکاسی ام را به شدت زنده کرد. اواخر فروردین هم از بلندی های اطراف بی بی شهربانو نظاره گر تهران بودم البته با آسمانی کاملاً معکوس! آنقدر معکوس که تلاشم برای یافتن برج میلاد بی فایده ماند.
مگر این نسیم و وزش باد خدادادی نفسی از این شهر تازه کند تا تهران بد به طهران خوب بازگردد، وگرنه کو بخاری که از مسئولان و مردمانش بلند شود!؟

* طهران، دوم خرداد۱۳۹۲

* تهران، سی ام فروردین ۱۳۹۲


پی نوشت :

۱- جهت بزرگنمایی روی تصاویر کلیک کنید.
۲ – به دلیل فییلتریینگ عجیب و غریب تا اطلاع ثانوی گجت توئیتر وبلاگم غیرفعال خواهد بود.
۳ – فکر نمی کنم در آینده ای نه چندان دور ساکن تهران باشم، به همین خاطر به ندرت عکسی از این شهر را از آرشیوم حذف می کنم.

۳

کافی نیست

کسی نیست که مهندسی صنایع خونده باشه و دکتر نصرا… مرعشی رو نشناسه. ایشان با نگارش کتابی که به صورت تخصصی در زمینه ی ارزیابی کار و زمان و مطالعات کارسنجی و زمانسنجی وارد شده است و پس از سال ها تنها مرجع فارسی دانش آموختگان رشته ی صنایع می باشد قدم بزرگی در ترویج روش های علمی و استاندارد کارسنجی و زمان سنجی در صنایع و خدمات برداشته اند، اما هم اکنون پس از ۴ سال کارکردن در صنایع مختلف از قطعه سازی و ماشین سازی گرفته تا صنایع شیمیایی، ساختمانی و خودروسازی به عنوان یکی از مریدان ایشان میخوام بگم که این تنها مرجع در دسترس ما دانشجویان و کارشناسان راه صنعت خیلی وقته نیاز به یک به روز رسانی اساسی داره و حداقل از نظر من دیگه الان یک کتاب ناقص و بلااستفاده در صنعت و کسب و کار است و شاید تنها برای تدریس در دانشگاه ها کارامد باشه که حتی آن هم به صلاح نیست! جدای این بحث ها شیوه های زمان سنجی معرفی شده در این کتاب نیز نیاز به تأمل و شفافیت بیشتری در خصوص منطق و تکنیک های به کار برده شده داره.

عکس از پویا درخشان

عکس از پویا درخشان

صحنه های غریبی در این چند سال دیدم، از کار کردن در ۵۰ سانتیمتری حوضچه ی چند متری مواد مذاب آهن تا کار کردن به مدت ۸ ساعت در روز در میان بخارات اسیدی و کلی موارد خفیف تر دیگه با درجات مختلف که تا نبینی نمی تونی در موردشون قضاوت کنی؛ حالا نسبت به سال های پیش با یقین استوارتری می تونم بگم که کتاب آقای مرعشی برای استفاده در بسیاری از صنایع اصلاً مناسب نیست. به تنهایی الگو قرار دادن این کتاب می تونه باعث فاصله گرفتن کارگر یا اپراتور و یا سرپرستان تولید با کارفرما و تیم مهندسی بشه. به نظر من به تنهایی ملاک قرار دادن این کتاب قدیمی، برخورد یک مهندس با یک انسان و همنوع خودش رو به برخورد وی با یک ربات تشبیه می کنه و لحاظ کردنش باعث سهل انگاری های بسیاری از قبیل ناچیز شمردن سلامت جان یک انسان به عنوان ارزشمندترین هدیه خداوند به او میشه و مهم تر از این ها باعث ضایع کردن کرامت انسانی و کم رنگ شدن همدلی ها در انجام یک کار تیمی …

وقتش رسیده یکی بیاد و موارد ارگونومی و وضعیت های مختلف بدنی در حین انجام کار رو به دید موشکافانه تری به کتاب آقای مرعشی اضافه کنه، یکی بیاد و با فلسفه ی برابری انسان ها، فرمول ها و جدول ها رو مورد قضاوت قرار بده. یکی بیاد و شهامت کنه در هنگام نگارش کتابش یک دکتر روانشناس رو کنار خودش بنشونه و با هم بحث کنند در مورد خیلی چیزها …

امتداد این یادداشت …