۵

لحظه هایی از تعطیلات نوروز ۹۲

نوروز امسال را در امتداد رشته کوه های البرز گذراندیم و تا بالای گوش راست گربه ی زیبا رفتیم و برگشتیم! … این چند تصویر گزیده ای از لحظه های آرام و خاطره انگیز آن روزهاست؛

  • مرکز شهر لنگرود – گیلان؛ ۷ صبح بود و سکوت بود و سکوت …

     

لنگرود

 

  • لیلاکوه – لنگرود – گیلان؛ حال لیلاکوه زیبا امسال زیاد خوب نبود! با بیل مکانیکی افتاده اند به جانش و با ساختن راه ماشین رو دارند در عمل بوی پول را جایگزین بوی طبیعت می کنند … و این درخت جوان بسی خوش اقبال بوده که جاده از بیخ گوشش گذشته است!

     

 لیلاکوه - لنگرود

 

  • تالاب جنوبی لنگرود – گیلان؛ آن روز که خدا مدل باب راس شده بود!

 تالاب جنوبی لنگرود

امتداد این یادداشت …

۱۷

گذاری پربار از سرزمین خوزستان

تپه ماهورهای رامهرمز (در مجاورت رودخانه جراحی)

رود کارون - اهوازپیش از این هیچگاه به خوزستان نرفته بودم اما همیشه حس تکلیفی بر خود می دانستم دیدن این سرزمین حماسه ساز را؛ پیش ترها تصویر ذهنی من از خوزستان بعد از جنگ یک سرزمین کاملاً خشک و خاکی رنگ و دل مرده بود که تنها سبز رنگیش را نخل های عظیمش تشکیل داده اند که آن ها نیز همواره در شبیخون طوفان شن گرفتارند، اما تمام تصویر های کالبد ذهن من پس از سپری کردن سفری که به همت محمد گائینی عزیز برنامه ریزی شده بود و من از طریق سایت سفرنویس از اجرای آن مطلع شده بودم، به کلی تغییر کرد. در این یادداشت روایتی خواهم داشت از تجربه ی اولین بهار پیش از فرا رسیدن بهار ۹۲ در سرزمین شگفت انگیز و ثروتمند خوزستان.

بعد از ظهر روز سه شنبه ۲۴ بهمن ماه در محل ایستگاه راه آهن تهران اولین ملاقات من با محمد گائینی و همسر گرامی اش سرکار خانم پروین رقم خورد، همچنین این سفر اولین فرصت آشنایی من با دکتر باقر نظامی تنها دو هفته پس از آشنایی با فتح الله امیری عزیز که هر دو از تأثیرگذارترین عوامل تولید فیلم فاخر در جستجوی پلنگ ایرانی می باشند، بود و اولین باری بود که با گروهی از اعضای انجمن یوزپلنگ ایرانی در قالب یک تور تخصصی با محوریت حیات وحش همسفر می شدم. ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر سفر ما از تهران به خوزستان آغاز شد.

از اینکه در طول سفر با دکتر نظامی و مهدی جلال پور عزیز هم کوپه شده بودم بسیار خرسند بودم، چرا که روایت های این دو عزیز از گشت های حیات وحش و اتفاقات پیرامون محیط بانی بسیار جذاب و دلنشین است و دانستن تجربیاتشان هر کسی را برای تجربه ی یک سفر با محوریت حیات وحش کاملاً سر ذوق می آورد. صبح چهارشنبه دقایقی پیش از رسیدن به اهواز، دیدن کانال های آب پر از آب و زمین های فراخی که مشخص بود آب حاصل از بارندگی در آن ها جمع شده است و همچنین دیدن پرندگانی همچون اگرت بزرگ و اگرت کوچک در فضاهایی کاملاً سرسبز و توام با هوای خنک بهاری، هم تصویر ذهنی مرا در مورد خوزستان کاملاً بر هم می زند و هم نوید از سفری بسیار پربار دارد.
امتداد این یادداشت …